ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
247
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
( طه ) آيهء 106 - 107 ) . ( 79 ) - در اصل اثر آن ، و اين غلط است . ايران لغت تركى و به معنى دوغ است . ( 80 ) - در اصل : سل . ( 81 ) - اصطلاحات علم سياق و حساب قديم . ( 82 ) - در اصل نكصو . تكفور نوعى لقب براى پادشاهان ارمنيهء صغرى بوده است ( نك . تاريخ جهانگشا ، تصحيح قزوينى . ج سوم ص 490 - 484 ) اين لقب در تاريخهاى اين دوره به صورتهاى مختلف تاكور ، تكور ، تاگاور ، تقفور و غيره آمده است . ( 83 ) - بولارغى ، سردار مغولى كه نام او با تحريرهاى مختلف بلارغو ، بلرغى ، بولارغى و بولارغو آمده است . ( 84 ) - در اصل خفن ؟ ؟ ؟ آمده كه ظاهرا غلط است ، به حساب ابجد خقز برابر 708 مىشود كه سال مورد گفتگوست . ( 85 ) - « هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ « اين بخشش ماست بىحساب ، پس منت نه يا منع كن » سورهء 138 ( ص ) آيهء 39 . ( 86 ) - در اصل حباره ؟ ؟ ؟ كوكسين ؟ ؟ ؟ ، اين عبارت دانسته نشد . ظاهرا از اصطلاحات نجومى است . ( 87 ) - در اصل : شسين . ( 88 ) - در اصل : اختيار . ( 89 ) - در اصل سگانه . ( 90 ) - نك به حاشيهء 4 . ( 91 ) - در اصل « را » دارد . ( 92 ) - إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ « و بتحقيق ما پدران خود را بر طريقهاى يافتيم » سورهء 43 ( الزخرف ) آيه 22 . ( 93 ) - در اصل نبهبد ؟ ؟ ؟ . ( 94 ) - صاحب مجالس المؤمنين در ص 357 ج دوم در وقايع زمان اولجايتو اين بحث را آورده ، ولى مىگويد كه نقل از حافظ ابرو است . ( 95 ) - در منظومهء ابن حجاج اين بيت نيامده است . ( 96 ) - در اصل چنين است ، اما اين عبارت دانسته نشد . حكى در فرهنگها بمعنى سخنچين آمده و شايد هم يك اصطلاح تركى و يا مغولى است ولى در فرهنگها ديده نشد . ( 97 ) - در اصل نجوم . ( 98 ) - در اصل نام ؟ ؟ ؟ . ( 99 ) - وَ لِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ « و تا حلال گردانم بر شما بعضى از آنچه حرام گرديده بر شما » سورهء 3 ( آل عمران ) آيهء 50 . ( 100 ) - إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً وَ أَكِيدُ كَيْداً « براستى آنان مكر كنند مكر كردنى ، و من مكر مىكنم مكر كردنى » سورهء 86 ( الطارق ) آيهء 15 و 16 . ( 101 ) - امام اهل بيت ، منظور امام جعفر صادق است . بعد در حاشيه آورده است : الفقحة حلقة الدبر و الفقاح جمع ، ( اقناع ؛ شايد اسم كتاب باشد . ) و الذى ما له افتراء على مالك ( شرح ) در اصل ما كل .